تبلیغات
دانلود رمان - دانلود رمان جذاب و خواندنی همان یک لحظه بود
 

دانلود رمان جذاب و خواندنی همان یک لحظه بود

نوشته شده توسط :آرین هاشمی
جمعه 21 اسفند 1394-11:37 ب.ظ

'''دانلود رمان همان یک لحظه بود


  • نام رمان : همان یک لحظه بود
  • نام نویسنده :Artmis69
  • تعداد صفحات : 668


'' خلاصه داستان :

داستان راجع به دختری ۲۲ ساله به اسم مریمه… فارق التحصیل روانشناسی اما عاشق بازیگری که بخاطر استعدادی که داشته بهش پیشنهاد بازی تو یه فیلم میشه اما خانواده ش مخالف بودن که مریم به کمک دوستاش و با هزار زحمت خانواده شو با شرط و شروطی راضی میکنه… طی این پروژه دو نفر وارد زندگی مریم میشن… نفر اولی زندگیش توسط مریم عوض میشه… اما نفر دومی زندگی مریم رو عوض میکنه… و زندگی این سه نفر به طرز عجیبی همراه با عشق و ایمان بهم گره میخوره…


✏قسمتی از قلم نویسنده :

شلوار لی و مانتوی آبی نفتی مو پوشیدمو شال نیلی مو انداختم روی سرم کوله دانشگاهمم برداشتم . رفتم سمت در و کتونیای آل استار سورمه ایمم پوشیدم…آخرین نگاهو تو آینه به خودم انداختم…ابروهای کمونی مشکی…چشمای گاوی درشت قهوه ای…دماغ قلمی سر بالا…لبای تاحدودی گوشتی…پوست سفید و موهای مشکی حالت دار…شرقی شرقی…ایرانی الاصل!همیشه عادت داشتم به یه رنگ خاصی ست بزنم بخاطر همینم دوتا کمد لباس داشتم…چه کنیم دیگه؟!کم خرجیم!…در خونه رو خیلی آروم باز کردم و رفتم بیرون آخه ساعت شش و نیم صبحه و مامان خوابیده…نمیخواستم دوباره گیر دادناش شروع بشه…هرچند که من میگفتم دارم میرم دانشگاه اما خب دروغ بود!بعد از قضیه محمد مامان بابا کلا خیلی گیر میدادن به من…از همون ۱۵ سالگیم…وایساده بودم منتظر آسانسور که شروین اومد بیرون هفت هشت سالی ازم بزرگتره…حدودا۳۰ سالشه…همسایه ی واحد رو به روییمون و درواقع دوست جون جونی محمد…پوست برنزه داره با موهای مشکی و چشمای قهوه ای ، رنگ چشم اکثر ایرانیا…با بینی گوشتی کوچیک و لبای معمولی…در کل قیافه ی خیلی خاصی نداشت…با دیدن من گفت: -سلام خوبی؟ -سلام خوبم ممنون…توچطوری؟ -بدنیستم مرسی… وشروع کرد حال و احوال همه جد و آباد منو پرسید منم فقط گفتم خوبن …حـــــالم از این احوال پرسیای مزخرف بهم میخوره!آخه به توچه پسرخاله عموی مامان من چطوره؟!…اوفــــ!بالاخره این آسانسور لعنتی اومد…پریدم بالا…اونم اومد تو…وای نه!حالا باید ۱۵ طبقه منتظر وایستم…همینجوری داشتم با خودم غر میزدم که شروین پرسید: - میری دانشگاه؟


لینک دانلود :

  • نسخه جاوا با فرمت Jar - کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar - پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]




  • نظرات() 


     
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر


    درباره وبلاگ:



    آرشیو:


    آخرین پستها:


    نویسندگان:


    ابر برچسبها:


    آمار وبلاگ:







    The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox